for me

part:14
-:فکر میکردم موقع برگشت با من بیایی
+:من که میخواستم خودم بیام تو نزاشتی
-:نه از اون لحاظ نمیگم، منظورم اینکه الان چرا نزاشت
+:دیوونس، برگشته میگه عطرت میپیچه تو ماشین(پوکر)

شوگا با حرف ا/ت زد زیر خنده
+:چته؟ خیلی خنده داره؟
-:باید دعا کنم نخاد لوسی رو ببره خونتون وگرنه مجبورم رات بدم خونم
ا/ت خنده هیستیریکی کرد و طلبکارانه گفت: بشین تا بیام، ترجیه میدم برم پارک بمونم
-:خوشحال میشم
+:برگشتنی ام با لونا و تهیونگ برمیگردم
-:من که از خدامه ولی راه خونشون نزدیک ما نیست راهشون دور میشه

ا/ت چشم غره ای به شوگا رفت و نگاهشو داد به بیرون و دیگه چیزی نگفتن تا رسیدن به ویلا

ویلای خیلی بزرگی بود و حیاط خیلی بزرگی داشت و دم در بادیگارد سویچ ماشین رو میگرفت ببره پارک کنه
سویچ رو دادم و ا/ت جلو تر از من راه افتاد

+:لوناا
لونا: اومدین؟
-:اومدیمم
تهیونگ: جیمین هم پیام داده دم درن
لونا: راستی تو چرا با شوگا اومدی جونگکوگ تنها اومد

نگاه چپ چپی به جونگکوک انداختم و قضیه رو برای لونا تعریف کردم که زد زیر خنده
÷:ای بابا حالا یه بار ازت چیزی خواستما
+:مرض، با من حرف نزن که رابطمون تموم شد

وسط حرف هامون لوسی اومد چند دقیقه بعدم جیمین اومد و جمعمون جمع شد

جیمین: بچها بریم سر میز برایان
لونا: اره بریم

همه موافقت کردیم و رفتیم سمت میز برایان

تهیونگ: هعی پسر مثل همیشه پارتیات عالیه

با هم دست دادن و همو بقل کردن
برایان: مرسی که اومدین بچها

بعد هم با جونگکوک و جیمین و منو لوسی و لونا دست داد و بقل کردیم همو

+:برایان مسابقه ام داریم
برایان: هعی هعی ا/ت یه پیست اماده کردم مخصوص خودت دخترر
+:ایول
برایان: نیمه شب که همه گرم بودن میریم
جونگکوک: مسابقه میدی تو؟
برایان: من میزبانم پس امشب ترجیه میدم مسابقه رو بندازم گردن جیمین و تهیونگ و تو، شوگا ام مسابقه میده
-:مسابقه یه؟
لوسی: رالی
-:با کمال میل
برایان: ایول پس عالیه، از مهمونی لذت ببرید من میرم به بچها سر بزنم تا یکم دیگه هم دی جی میاد
لونا: مرسی بِری(مخفف برایان)

یکم خودمون رو سرگرم کردیم و نوشیدنی خوردیم که دیجی اومد و داشتیم اماده میشدیم برای پارتی

ساعت نزدیکای ۹ و ۴۰ بود و همه غرق رقص و نوشیدنی بودن دیگه وقتش بود جونگکوک شروع کنه
رفت لوسی رو صدا کرد و ما ام برف شادیو وسایل رو برداشتیم پشتشون طوری که نفهمن راه افتادیم

÷:لوسی خیلی وقت بود میخواستم یه چیزیو بهت بگم
لوسی: عام..بگو چیزی شده؟
÷:لوسی من از روز اولی ‌که تو رو دیدم خیلی ازت خوشم اومد، سعی کردم اول تکایفمو با خودم روشن کنم که واقعا دوست دارم یا هوسه

بعد وایساد و دستای لوسی رو گرفت: لوسی من واقعا دوست دارم، قبول میکنی دوست دخترم شی و ماه زندگیم شی؟
لوسی که تو شوک بود
دیدگاه ها (۷)

for me

for me

for me

for me

for me

for me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط